شب گذشته را تا دم صبح در داخل اتوبوس گذرانده و با خستگي مضاعف اين راه دور
و دراز، از شهر و ديار خود راهي تهران شده است، آنهم به اين اميد كه به ديدار
نماينده منتخب خود در مجلس شوراي اسلامي برود تا شايد با گرفتن يك نامه يا
يادداشتي مختصر و يا حداقل يك امضاء يا سفارشي تلفني از نماينده مورد نظرش،
مرهمي بر يكي از دردهاي خود بگذارد.
وارد كلان شهر تهران مي شود، بدون اينكه مسيرها را بداند و يا آشنايي در اين شهر
داشته باشد. پرسان پرسان خود را به بهارستان و مجلس شوراي اسلامي مي
رساند.
در بخش ملاقات هاي مردمي در مجلس نه تنها اجازه ورود ندارد بلكه تلفن همراه
نماينده اش هم در دسترس نمي باشد و مكرراً از او خواسته مي شود كه «لطفاً
مجدداً شماره گيري نفرمائيد...»
اگر سري به مجلس شوراي اسلامي بزنيد و مردم درمانده و پريشان حال كه رنگ
مشكلات، فقر و هزار درد بي درمان ديگر از چهره آنها كاملاً نمايان است را ببينيد،
آنوقت است كه معني گرفتاري و مشكلات واقعي زندگي را خواهيد فهميد.
مجلس شوراي اسلامي به عنوان يك نهاد قانونگذار نقش محوري و اساسي در رفع
مشكلات خرد و كلان و تصميم گيري هاي مختلف كشور دارد، اما ديدن جمعيت قابل
ملاحظه اي كه تقريباً هر روز در بخش «ملاقات مردمي» مجلس جهت ديدار
بانمايندگان حضور دارند،هر كدام به نوعي به دنبال تهيه مسكن، شغل، وام با بهره و
بي بهره و اينگونه مسائل هستند. سؤالي كه مطرح مي شود اين است كه آيا
نمايندگان مردم در مجلس شوراي اسلامي توان انجام چنين كارهايي را براي موكلين
خود دارند؟ آيا نمايندگان مجلس در چارچوب وظايف قانوني خود اختيار دخالت در امور
اجرايي كشور از قبيل دستور دادن به يك اداره يا سازمان جهت استخدام شخصي
خاص و يا دستور به يك بانك جهت پرداخت وام به موكلين خود دارند؟
پاسخ اين سؤالات كاملاً واضح است. يك نماينده غير از وظيفهقانون گذاري و نظارت بر
حسن انجام آن ، از قدرت اجرايي ديگري برخوردار نيست. به بيان ديگر، يك نماينده
غير از تصميم گيري در تصويب يا رد طرح ها و لوايح موجود و نظارت بر اجراي قوانين
جاري در دستگاه هاي مختلف، اختيار قانوني ديگري ندارد و تمام وظايف او در
چارچوب اختيارات قانوني كاملاً تعريف شده و مشخص است.
با اين وصف حضور مردم در مجلس شوراي اسلامي و تقاضاي آنها براي ديدار با
نمايندگان براي چيست؟
براي اطلاع از خواسته هاي مردم از نمايندگان، به بهارستان و مجلس شوراي
اسلامي مي روم. همراه اين گزارش باشيد.
بخش ملاقات مردمي
جمعيت قابل توجهي در سالن انتظار ملاقات هاي مردمي مجلس حضور دارند، از پير و
جوان تا شاغل و بيكار، دختر و پسر، سالمند و ميان سال و خلاصه از همه تيپ آدم
به اين مكان آمده اند و هر كدام به نوعي درصدد راه يابي به مجلس و ديدار با
نمايندگان خود هستند. در كنار گيشه مراجعين برخي از استان ها، صف هايي
طولاني به چشم مي خورد كه اغلب آنها را خانم ها تشكيل مي دهند. در قسمت
مراجعين استان تهران چند زن با هم درگير شده اند. گويا خانمي كه در اول صف
ايستاده و در حال صحبت كردن با مسئول آن بخش است، بدون نوبت خود را در آن
جايگاه قرار داده و گوشش هم بدهكار ناله و نفرين ديگران نيست.
در چند جاي سالن تلفن همگاني نصب شده كه صف هاي آنها هم بسيار طولاني
است. خانمي كه براي بار چندم شماره تلفن همراه نماينده مورد نظرش را مي گيرد
و پاسخي نمي شنود، با عصبانيت كارت تلفن را برمي دارد و زير لب چيزي مي گويد:
رنگ رخسارش از درگيري او با مشكلات بسيار حكايت مي كند. از او مي خواهم كه
چند دقيقه از وقتش را دراختيارم قرار دهد و درباره دلايل حضورش در مجلس توضيح
دهد. مي گويد: «همسرم به دليل اعتياد در گوشه زندان است و من مانده ام و 3
فرزند خردسال. از صبح تا شب كلفتي خانه هاي مردم بالاشهر تهران را مي كنم.
توان تأمين معاش زندگي بچه هايم را ندارم و آمده ام از يكي از نمايندگان نامه اي
دريافت كنم كه يا از يك سازمان يا نهادي خاص و يا افراد خيري كه مي شناسند،
مبلغي را به صورت بلاعوض دريافت كنم و يا تحت پوشش كميته امداد يا بهزيستي
قرار بگيرم.»
به او مي گويم شما اگر به كميته امداد يا بهزيستي مراجعه كنيد، در صورت مستحق
بودن حتما ماهيانه مبلغي را دريافت خواهيد كرد. مي گويد: «اي بابا، آنقدر آدم را مي
آورند و مي برند، بعد استشهاد محلي و بازديد منزل و... انجام مي دهند كه هم
آبرويت جلوي در و همسايه مي رود و هم از كرده خود پشيمان مي شوي. مي گويند
اگر نامه نمايندگان را به كميته امداد يا بهزيستي بدهيم، سريعتر كارمان را راه مي
اندازند!» خانم ديگري كه در همان نزديكي ،گفتگوي ما را نظاره گر است، مي گويد:
«شما را به خدا بنويسيد بعضي از اين نمايندگان مجلس، چرا بعد از انتخابات مردم را
فراموش مي كنند و چرا براي رفع مشكلات مردم كاري انجام نمي دهند.» وي ادامه
مي دهد: «همسرم يكي از سرمايه داران شهرستان خودمان است كه در زمان
انتخابات براي اين آقاي نماينده خيلي زحمت كشيده، اكنون دخترم در دانشگاه يكي
از شهرهاي دورافتاده به تحصيل اشتغال دارد و مي خواهيم او را به شهر خودمان
انتقال دهيم. حال هرچه خودم و همسرم با موبايل اين نماينده تماس مي گيريم،
جواب ما را نمي دهد. اين درحالي است كه در زمان انتخابات وعده هاي فراواني را
به همسرم داده بود!»
يك مرد ميانسال با قيافه اي ژوليده توجهم را به خود جلب مي كند. روي يكي از
صندلي هاي سالن انتظار نشسته است و با دقت تمام به تلويزيوني كه به صورت
مدار بسته نمايندگان را در صحن علني نشان مي دهد، خيره شده است.
او كه اهل يكي از روستاهاي جنوبي كشور است، مي گويد: «350 رأس گوسفند
داشتم كه به علت اتصالي در سيستم برق محل نگهداري گوسفندان، همه آنها تلف
شدند و حقيقتا به خاك سياه نشستم. از طرفي هم وام كشاورزي براي خريد اين
گوسفندان گرفته ام كه با اين حساب ديگر حتي توان بازپرداخت وام بانك را هم ندارم،
اكنون آمده ام نماينده شهرمان نامه اي به من بدهد كه به بانك بدهم، شايد وام را از
من نگيرند و يا فكري به حال من بكنند.»
به او مي گويم: «مگر نماينده شما در شهر خودتان دفتر ارتباطات مردمي ندارد كه از
جنوب كشور راه افتاده اي به تهران آمده اي!»
وي كه با لهجه شيرين جنوبي صحبت مي كند، مي گويد: «دفتر دارد، اما معلوم
نيست كه چه وقتي در دفترش حضور دارد. چندين بار از روستاي خودمان به شهر...
آمدم، اما موفق به ديدار ايشان نشدم. هر بار دفتردارشان يك تاريخي را مشخص مي
كرد، اما به دلايل مختلف در دفتر حضور نداشت. تا اينكه دفتردار به من گفت كه اگر به
تهران بروي، زودتر مي تواني نماينده را ببيني و اگر نامه اي هم به وزارتخانه اي
بنويسد، از همانجا سريعا نامه را به وزارتخانه مربوطه در تهران مي بري و مشكلاتت
سريعا حل مي شود!»
اين مرد ساده دل روستايي كه نزديك به يك هفته است در تهران به سر مي برد هنوز
موفق به ديدار نماينده اش نشده است و شايد دست از پا درازتر به روستا برگردد.
وعده هاي سركاري!
در قسمت مراجعين استان هاي غربي كشور آقايي اصرار دارد كه به داخل مجلس
برود و با نماينده اش ديدار كند، اما مسئول آن بخش مكرراً به او مي گويد: «آقاي
محترم اسم شما را نداده اند و اجازه ورود نداري!» اما باز هم اصرار مي كند: «آقا
خدا شاهد است كه همسرم در يكي از بيمارستان هاي تهران بستري است و بايد
اين مدارك را به نماينده شهرمان نشان بدهم و نامه اي را خطاب به آن بيمارستان
بنويسد تا از پرداخت هزينه هاي درماني- كه از پرداخت آن ناتوانم- معاف شوم.» اما
مسئول مربوطه با پرخاشگري و عصبانيت تمام مي گويد: «روزي هزارنفر به اينجا مي
آيند و از اين داستان ها سرهم مي كنند...»
در اين هنگام جوان ديگري صحبت آن دو را قطع مي كند و خطاب به مسئول مراجعين
غرب كشور نام خود را مي گويد و از اين مسئول مي خواهد كه اگر نماينده موردنظر
اسمش را جهت ورود اعلام كرده، برگه ورود برايش صادر شود. اما مسئول مراجعين
مي گويد: «نه آقاجان براي بار صدم مي گويم هنوز اسم شما را اعلام نكرده اند و
اجازه ورود نداري!» آن شخص مي گويد: «من خودم همين الان با تلفن همراه
نماينده تماس گرفتم. مي گويد 2 ساعت پيش اسمم را به اينجا داده است.» و
پاسخ مي شنود: «خب حتماً سركارت گذاشته!»
در همان قسمت مراجعين استان هاي غربي كشور چند جوان منتظرند تا نامشان
توسط نماينده اعلام شود و اجازه ورود پيدا كنند. آنها از احزاب سياسي يكي از
استان هاي غربي هستند كه مي گويند مداركي دال بر تخلف مالي، اداري، اخلاقي
و... يكي از مديران منطقه را همراه دارند و بايد آنرا به دست نماينده شهرشان
برسانند و معتقدند كه اگر اين نماينده توانايي داشته باشد بايد وزير مربوطه را به
مجلس احضار كند. جالب تر اينكه با اصرار فراوان از من مي خواهند نام آن مدير و
كپي اسناد مورد ادعا را چاپ كنم!
تعريف نماينده در فرهنگ عامه
با وجود اينكه مجلس شوراي اسلامي مظهر مردمسالاري ديني است، اما خيلي از
افراد هنوز با وظايف و اختيارات قانوني نمايندگان آشنا نيستند و از همين رو آنها را
حلال تمامي مشكلات خود مي پندارند و از نقش مهم و اساسي نمايندگان در
سياست هاي كلان قانونگذاري و نقش نظارتي آنها غافلند.
«كاظم جلالي» نماينده شاهرود در همين رابطه در همايش «مجلس و نظارت» مي
گويد: «ما قانونگذار خوبي نيستم و دليل اول آن اين است كه تعريف مشخصي از
نمايندگي در فرهنگ عامه موجود نيست و مردم ما را به عنوان قانونگذار انتخاب نمي
كنند و انواع و اقسام كارها را به نماينده ارجاع مي دهند. استمرار قدرت از دل
قانونگذاري بيرون نمي آيد و دليل دوم، علاقمند نبودن خود ما به امر قانونگذاري
است، نظارت ما مبتني بر دريافت هاي احساسي يا واكنشي است. از همين رو
عمدتاً نظارت در سطوح خرد صورت مي گيرد.»
به گزارش سايت خانه ملت، جلالي به ارائه آماري از سازوكارهاي نظارتي مجلس مي
پردازد و مي گويد: «از 15914 تذكر تا سال سوم دوره ششم مجلس 6/85 درصد
مربوط به مسائل خرد است و همچنين سرنوشت 40 درصد از تحقيق و تفحص ها
مشخص نشده است.»
وي با بيان اينكه 41 درصد از سؤالات نمايندگان در جهت ايفاي نقش نظارتي است،
مي گويد: «96 درصد از سؤال ها نيز در كميسيون ها به فرجام نمي رسد، بنابراين
اصلاح آئين نامه در اين موارد امري ضروري است.»